برای گرجیان ایران کوه سیخه از جایگاه والایی برخوردار است سیخه برای گرجیان ایران همان ارزشی را دارا است که دماوند برای ایرانیان، فوجی یاما برای مردم ژاپن و کلیمانجارو برای مردم آفریقا، اما این ارزش بابت زیبایی استحکام وحتی بلندی آن نیست سیخه مظهر مقاومت قوم گرجی است، نماد اراده وجبر ستیزی وسمبل غرور قومی آنان است سیخه یادآور یکی از درد آورترین ودلخراش ترین در عین حال دلاورانة ترین صفحه تاریخ گرجیان است جسم سیخه به خودی خود ارزشی ندارد بلکه این روح سیخه است که در تار و پود همه گرجیان تنیده شده است سیخه یک مکان ساده نیست محل جنگی است که روزگار بر آن ها تحمیل کرد وآن ها نیز با آغوش باز از آن استقبال کردند.
متا سفانه از تاریخ دقیق وقوع این جنگ ونحوه چگونگی آن اطلاعات چندانی در دست نیست مکان این جنگ در کوه سیخه بین فریدونشهر و روستای چغیورت قرار دارد این کوه که نسبتا مرتفع است به علت صعب العبور بودن اکثر قسمتهای آن مانند قلعه ای طبیعی و محکم می باشد واز موقعیت نظامی ویژه ای برخوردار است در قله کوه دشتی در نهایت سرسبزی و زیبایی با دو چشمه آب شیرین همیشگی وجود دارد در نقاطِی از کوه که به نسبت به مکانهای دیگر از استحکام کمتری برخوردار است دیوارهای سنگی بنا شده که ارتفاع آنها در بعضی نقاط به بیش از دو متر می رسد پهنای این دیوارها نیز ازیک متر تا سه متر در نوسان است طول این این دیوارها در سرتاسر کوه در حدود 600 متر می باشد این دیوارهای عظیم سنگی بیشتر در قسمتهای شمال و غرب این کوه بنا شده است وهمچنین درپایین این دیوارها سنگرهایی ساخته شده است
هر چند این مصیبت عظیم که در نوع خود نه تنها از بسیار مصیبتهایی که بر گرجیان در طول تاریخ وارد امده شباهت کمتری دارد بلکه بنابر ویژگیهای خویش یکی از دلخراشترین ونابکارترین انهاست این جنگ شوم (جنگ سیخه)را بایدیکی از عوامل تابعی وتکمیلی مجموعهء عواملی دانست که بر اثر انها حیات سیاسی اجتماعی وفرهنگی تبار گرجی را درایران دستخوش تغییرات عظیم وحیرت آورساخت گرجیان گر چه از خاکستر این اتش عظیم وبنیان بر افکن نظیر این همواره ققنوس وار سر بر آوردنداما آثار فرهنگی و روانی آن سال های متمادی بر سر حیات گرجیان سایه افکنده است و تا به امروز هم تاثیر آن واقعه در روان و فرهنگ گرجیان باقی است جنگی که در آن گرجیان باردیگر به اسارت کشیده شدند
گرجیان که هچگاه سر تسلسم در مقابل زورگویهای هیچ قوم و سلسله ویا پادشاهی فرو نیاوردند و همواره به خاطر همین خوی و منش وجمعیت کم خود تاوانهای سنگینی را در طول تاریخ پرداخته اند و دچار جنگها و مصیبتهایی می شدند که به فا صله اندک از هم بر سر آنها فرو می آمد و گرجیان نیز دلاورانه و سرسختانه از سرزمین خود دفاع می کردند و در واقع همین روحیه جبر ستیزی وشجاعانه آنها بود که موجب می شد هر هجوم ویورش دشمن زمینه ساز یورش بعدی گردد باوجود این که در کمتر یورشی مقلوب می شدند اما این عدم امنیت سبب می شد که گرجیان نتوانند آسوده خاطر در فکر آبادانی محل زندگی خود باشند اما نباید از این نکته مهم نیز غافل شد که قلت وکمی جمعیت گرجیها گر چه با رشادت و از جان گذشتگی بی مانندی که کمتر در تاریخ اقوام وملل دیگر با توجه به موقعیت حساس سرزمین مادری گرجیان که در واقع در چها راه جنگ و به تعبیر دیگر در یک جغرافیای جنگ قرار داشته اند دیده میشود همراه بوده است کمتر توانسته دفاع تمام عیاری از سرزمین آنها در برابر کثرت و قدرت فروان مهاجمان و تعدد دشمنان و هجومها را پاسخگو باشد ولی باز در تاریخ آن سرزمین می خوانیم که چگونه بعد از آن جنگهای خانمانسوز همینکه شاهان و فرماندهان متجاوز با لشگر انبوه خود از سرزمین آنها به کشور خود باز می گشتند مردم گرجستان دوباره از خاکستر موطن خود بر می خواستند و عاملان و دست نشاندگان دشمن را نابود می کردند و سر به شورش وقیام بر می داشتند و و حکومت سرزمین خود را به دست می گرفتند. بقیه در ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 توسط رامین |
نقطه شروع ورود گرجی ها به ایران از بدو تأسیس دودمان صفوی یعنی سال ۹۰۷ قمری میباشد. در سالهای ۹۳۰ تا ۹۶۷ شاه تهماسب یکم چهار بار به گرجستان لشکر کشی کرد که در لشکرگشی چهارم حدود سی هزار گرجی را روانه ایران کرد.
حملات صفویان با بهانة گسترش اسلام و جهاد با کفار صورت میگرفت اما در حقیقت علت اصلی حملات غارت کلیساهای گرجستان و اموال گرجیان و به اسارت گرفتن گرجیان و تصرف کردن سرزمینهای آباد گرجستان بود. به هرحال این حملات باعث پرشدن خزاین صفویان و خرابی گرجستان و آوارگی گرجیان میگردید. اوج حملات صفویان به گرجستان در عصر شاهعباس اول بود. وی و سردارانش به دفعات با بهانههای واهی به گرجستانی که عدم اتحاد حکام آن باعث ضعف آنان شده بود تاختند. در طی این حملات بیش از دویست هزار گرجی به ایران کوچانده شدند و نزدیک به همین تعداد نیز به قتل رسیدند. تنها در یکی از حملات شاه عباس به گرجستان وی بیرحمانه در مدت بیست روز ۱۳۰ هزار گرجی را به زور روانه ایران کرد و صدهزار نفر را نیز به قتل رساند. گرجیانی را که به ایران کوچانده شدند در نواحی مختلفی همانند مازندران فارس قزوین و اصفهان ساکن شدند. گرچه در طول زمان تنها گرجیان اصفهان و آن هم دستهای که بعد ها به فریدونشهر کوچانده شدند گرجی باقی ماندند و بقیه به دلایل مختلفی زبان و فرهنگ خود را فراموش کردند. گرجیانی که روانة ایران شدند بدلیل لیاقت ذاتی و صداقت و شایستگی به سرعت پلههای ترقی را پیمودند. بسیاری از آنها به بالاترین مقامات کشوری و لشکری دست یافتند که در منابع به لیست طویلی از امرا و حکام گرجی در عصر صفوی برمیخوریم. از معروفترین امرا و حکام گرجی که مصدر خدمات خدمات ارزشمندی برای ایران گردیدند میتوان به ۱ – الله وردی خان اوند ایلادزه سازنه پل الله وردی خان مشهور به سی و سه پل و اولین سپهسالار شاه عباس و حاکم تمامی فارس ۲ – امام قلی خان پسر الله وردی خان فاتح هرمز و اخراج کنندة پرتغالیان و حاکم فارس اشاره کرد. بسیاری از گرجی ها نیز در زمینه ادبیات و نقاشی پیشرفت کردند
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 توسط رامین |